تبليغاتX

وبلاگ هواداران بهنوش طباطبایی
عکس و خبر و مطالب از بهنوش طباطبایی

به نام خداوند جان آفرین                        حکیم سخن بر زبان آفرین

سلام star  star

نظر يادتون نره!!!!!! daydreaming - New!

 

بهنوش طباطبایی به عنوان بهترین بازیگر نقش

اول زن شبکه ی ۳  صدا و سیمای جمهوری

اسلامی ایران در سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۴ انتخاب

شدpartypartypartyparty

مباركمباركمباركمباركمبارك

این یک افتخار بزرگ است که در برابر این همه هنرپیشه ی پیشکسوت خانم بهنوش طباطبایی به عنوان  بهتریت بازیگر برگزیده می شود.

 

لازم ذکر است که دو فیلمی که ایشون برای شبکه ی ۳ سیما کار کرده بود جوایزی گرفتند

 

نظر یادتون نره!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه سی ام دی 1384ساعت 21:20  توسط رضا  | 

سلام دوستان

امیدوارم که حالتون خوب باشه.

یکی از دوستان خواسته بودن که درباره مسافری از هند بیشتر مطلب بنویسیم.

برای همین من امروز براتون یه مطلب انتخاب کردم از مسافری از هند.

تفسير و تحليل سريال مسافري از هند  (1)

 

 

شناسنامه ي سريال

كارگردان :   قاسم جعفري

نويسنده :    عليرضا كاظمي پور

تهيه كننده :   صديقه صحت

مشاور و كارشناس مذهبي : عليرضا برازش

تدوين :   مجيد سيفي

موسيقي :   محمد مهدي كورنگي

طراح گريم : منيره حاتم آبادي – جعفر جوادي

بازيگران : شيلا خداداد ( سيتا ) ، سروش گودرزي ( رامين ) ، حميد گودرزي ( فرزاد ) ، نسرين مقانلو ( سيمين ) ، شيرين بينا ( فروغ ) ، الهام حميدي ( پروانه ) ، عنايت شفيعي ( «دايي جلال» = برادر فروغ ) ، مجيد مشيري ( منصور نادري= پدر رامين ) ، ايرج نوذري ( عموي سيتا )، بهنوش طباطبايي ( كتي ) و …

اين سريال 24 قسمتي در سال ( 82-81 ) از شبكه ي سوم سيما پخش شد.

خلاصه ي سريال:

رامين كه براي ادامه ي تحصيل به هند رفته ، با دختري به نام سيتا آشنا مي شود و قصد دارد با او ازدواج كند. سيتا از خانواده اش جدا مي شود و همراه رامين به ايران مي آيد.

رامين در برخورد با دختر دايي اش، پروانه كه قبلاً نامزد او بوده ، و در توجيه خانواده اش براي حضور سيتا، دلهره دارد.

پدر رامين – منصور نادري- دو همسر دارد كه هر دو در يك ساختمان امروزي ، در طبقات مجزا زندگي مي كنند. منصور در واقع با همسر دوم خود ( سيمين ) زندگي مي كند ولي هنوز همسر اولش ( فروغ ) را طلاق نداده است. سيمين و پسرش فرزاد، در جريان تمام كارهاي منصور قرار دارند.

فروغ نقطه ي مقابل سيمين است و از روال كارهاي شركت منصور هيچ اطلاعي ندارد. اكنون بيست سال از ازدواج منصور و سيمين مي گذرد و در اين مدت ، منصور  حتي براي يك بار هم به خانه ي فروغ نيامده و فروغ نيز نمي خواهد او را ببيند.

در زمان بازگشت رامين و سيتا ، شركت منصور در حال ورشكستگي است. منصور با كمك سیمین و فرزاد با خدعه ي فردي به نام خبيري ( حسابدار شركت ) براي فرار از دست طلبكاران، نقشه ماهرانه اي مي كشند و چنين وانمود مي كنند كه منصور مرده است.

از طرف ديگر ، فروغ اجازه نمي دهد كه رامين با سيتا ازدواج كند و مسلمان نبودن او را، دليل مي آورد. قرار مي شود سيتا مدتي درمورد اسلام تحقيق كند و اگر به نتيجه نرسيد اين ازدواج صورت نگيرد. در اين ميان دايي ِرامين، سيتا را به خانه ي خودش مي برد و او با پروانه آشنا مي شود.

بعد از مدتي از طريق يكي از طلبكاران معلوم مي شود كه منصور نادري زنده است. اين مرد براي انتقام از منصور، رامين را گروگان مي گيرد و به او تيراندازي مي كند. رامين مدتي در كما مي ماند. سيتا براي سلامتي رامين دعا مي كند. او مي خواهد به امامزاده اي برود كه در سفري با پروانه و كتي ، با آنجا آشنا شده بود و به علت مسلمان نبودنش، نتوانست وارد امامزاده شود.

سيتا براي ورود به امامزاده و به دليل تحولاتي كه در طول سريال برايش رخ داده بود، مسلمان مي شود. ولي پس از بهبودي رامين  به هند بر مي گردد و ديگر حاضر نيست با رامين ازدواج كند و مي گويد: «من رامين را نذر خودش كردم.»

در اين مقاله به بررسي نگرش و شيوه ي برخورد كاراكترهاي داستان با تعدد زوجات منصور نادري مي پردازيم. هردو پسر خانواده – از دو زن مختلف- به اين وضع عادت كرده اند و حضور يك زن ديگر را در مقابل مادرشان ، جزئي از روابط روزمره ي زندگي خود مي دانند. اين دو پسر به راحتي يكديگر را با لفظ " داداش "  صدا مي زنند ؛ حتي فرزاد ( پسر سيمين ) نسبت به مشكلات كتي (بهنوش طباطبایی) با همسرش - آرش ( فرزاد حسنی)- حساس است و عكس العمل نشان مي دهد؛ به طوري كه در يك سكانس سيتا با مشاهده رفتار فرزاد و كتي به آنها مي گويد: " من هيچ وقت برادري نداشتم."  سپس سيمين مي گويد:

 " فرزاد، كتي را از من هم بيشتر دوست دارد ".

در عين حال مي بينيم كه كتي تا اين اندازه به فرزاد و مادرش اعتماد ندارد. او معتقد است كه ازدواج احتمالي رامين با سيتا و برخورد آن دو با مشكلات آتي زندگي ، مي تواند آنها را جلوي سيمين و فرزاد رسوا كند. وي به صراحت اعلام مي كند كه «سيمين و فرزاد خوبي ما را نمي خواهند» .دایی جلال ( برادر فروغ ) نيز هيچ كينه و دشمني با سيمين ندارد و حتي بعد از مرگ منصور نادري ، با سيمين صحبت مي كند و او را تسلي مي دهد. بنابراين تمام افراد خانواده با گذشت زمان به نوعي با اين قضيه كنار آمده اند و آن را پذيرفته اند. اما فروغ هنوز هم دچار آشفتگي و نگراني هايي است كه ظاهراً به هيج وجه ناشي از فراموشي گذشته و كنار آمدن با اين مشكل نيست.

در مقالات بعد ، به بررسي ویژگی های کاراکترهایی چون سیمین و فروغ می پردازيم.

 ادامه دارد...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 23:33  توسط   | 

سلام سلام

به کلبه ي ما فقرا يه شب تو از لطف و صفا                  قدم بزار صفا بکن فراموشي بپا بکن

   کلبه ي ما صفا داره اين دل ما وفا داره               آخه عزيزم چي ميشه يک شب هزار شب نميشه

پیشاپیش فرارسیدن عید سعید قربان رو از طرف خودم و دیگر مدیران وبلاگ به همه دوستان عزیز تبریک می گم . []

 

كلاه پهلوي 
بالاخره ساخته مي شود؟
:)

008325.jpg

اين ماجراي ساخت سريال كلاه پهلوي ( كيف انگليسي 2) گوش شيطان كر، انگار دارد به جاهايي مي رسد و پس از سال ها(!) بالاخره بازيگران اصلي اين سريال مشخص شده اند. پس از موفقيت كيف انگليسي۱ ، ضيا الدين دري، كارگردان اين سريال، اعلام كرد كه به زودي ادامه آن را با حضور ليلا حاتمي و علي مصفا خواهد ساخت، ولي اين به زودي آن قدر به طول انجاميد كه بازيگرها عوض شدند و پارسا پيروزفر و سارا خوئيني ها هم آمدند و رفتند و خبري از شروع فيلم برداري اين سريال نشد. با اين همه هفته پيش اعلام شد كه ساخت دكور كلاه پهلوي در مراحل پاياني است و بازيگران آن هم انتخاب شده اند. از بازيگران كيف انگليسي تنها قطب الدين صادقي (بازيگر نقش پدر ليلا حاتمي) باقي مانده كه در نقش تقي زاده حاضر مي شود. حميدرضا پگاه (بازيگر نقش ايبيش در تفنگ سرپر ) در نقش فرخ، بيتا فرهي در نقش مهرآفرين، صالح ميرزا آقايي در نقش ژان و بهنوش طباطبايي در نقش زرين تاج حاضر خواهند شد. اين سريال به حوادث زمان رضاخان و كشف حجاب مي پردازد و اگر داستان آن هم شبيه كيف انگليسي باشد، احتمالا حميدرضا پگاه و بهنوش طباطبايي در مركز ماجراهاي آن قرار خواهند داشت و جاي گزين زوج ليلا حاتمي و علي مصفا خواهند شد. البته به اين زودي ها دل تان را براي تماشاي اين سريال صابون نزنيد، چون ساخت آن يك سال و نيم طول مي كشد. البته اگر اصلا ساخت آن شروع شود!:- I

با تشکر از نظراتون :-]

بازم نظر یادتون نره !!! '-)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1384ساعت 16:1  توسط   | 

Happy New Year 2006 !!!!
 
سال 2005 ميلادي با همه وقايع تلخ و شيرين به پايان رسيده و سال جديد ميلادي با اميد به گسترش صلح و عدالت در جهان آغاز مي شود. آغاز سال 2006 را از طرف خودم و دیگر مدیران وبلاگ به همه و مخصوصا هموطنان مسیحی تبریک می گم
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384ساعت 17:27  توسط رضا  | 

سلام سلام

نظر يادتون نره ها !!!‌

 

امروز به درخواست يكي از دوستاي گلمون يه مطلب درباره سريال مسافري از هند گذاشتم .

اميدوارم كه خوشتون بياد .

 

مسافري از هند
 
داراي كاستي اما جذاب

مجموعه تلويزيوني مسافري از هند، كه از كانال سوم سيما پخش مي شود در واقع داستان جالبي است كه با كاستي هايي همراه است. به هر حال، حساب اين سريال از نمايش هاي تلويزيوني كم مايه به خاطر داشتن زيرساخت مذهبي جداست.
موضوع داستان فيلم از فرمول فيلم هاي هندي معمولي اما به صورت وارونه تبعيت مي كند. معمولاً در فيلم هاي هندي پسر جوان با زن خارجي به وطن باز مي گردد. ولي در اين مجموعه يك پسر ايراني براي تحصيلات عاليه به هندوستان مي رود و به همراه نامزد هندي خود به وطن مراجعت مي كند.
در بازگشت به ايران، وي با سه مخمصه روبرو مي شود. اول، وضعيت بحراني عاطفي ايجاد شده در خانواده به خاطر زيرپا گذاشتن قولي كه مرد جوان قبل از سفر به هند به دختر دايي خود داده بود، دوم ، مشكلي كه براي دختر و پسر از نقطه نظر مذهبي به وجود مي آيد و آن قانع كردن نامزد هندي به اسلام آوردن قبل از ازدواج رسمي است.
و سوم، اوضاع نامناسب مالي كه در نتيجه عملكرد پدر خانواده به وجود آمده است.
چگونگي بيرون آمدن از اين سه مخمصه اساس داستان فيلم را تشكيل مي دهد.
در خصوص گفت وگو و ديالوگ هاي اين مجموعه تلويزيوني، به نظر مي رسد از زبان هندي به درستي استفاده نشده است. در قسمت هايي از فيلم عموي دختر از كلمه سلام به زبان هندي موقع خداحافظي استفاده مي كند. هنرپيشه زن فيلم كه در نقش دختر هندي بازي مي كند زبان مادري خود را با لهجه فارسي صحبت مي كند.
به طور مشابه، آهنگ متن فيلم نمونه بارزي از تعريف زباني است. ترجمه هندي اشعار فارسي در قالب آماده موسيقي ريخته شده است. آهنگ فيلم در بهترين حالت خود مانند موزي است كه در داخل لوله خميردندان به زور فشرده شده باشد. اكثر كلمات هندي آهنگ متن فيلم تا حد زيادي مفهوم خود را از دست داده اند.
اما متأسفانه، موضوع اصلي فيلم به خاطر تمركز زياد بر قضيه آدم ربايي وخصومت شريك خانواده كمرنگ مي شود.
در اين ميان هنرپيشگان زن نقاط قوت فيلم محسوب مي شوند. شيرين بينا، در نقش مادر، نسرين مغانلو در نقش نامادري، بهنوش طباطبايي به عنوان خواهر والهام حميدي در نقش نامزد سابق رامين نقش آفريني هاي درخشاني از خود به نمايش مي گذارند.
در ميان هنرپيشگان مرد نيز حميدگودرزي در نقش نابرادري زيرك، كه پس از عاشق شدن چهره ديگري از خود ارائه مي دهد تسلط بازيگري خود را به نمايش مي گذارد.
 
با تشكر از نظراتون .
منو واقعا شرمنده كرديد .
 
+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 11:19  توسط   | 

سلام

اینم بکگراندهای بهنوش طباطبایی

رو هر عکس که می خواهید کلیک کنید بزرگ میشه!!!

              

             

             

                                   

باتشکر از نظراتون

نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!       

+ نوشته شده در  جمعه نهم دی 1384ساعت 17:15  توسط رضا  | 

سلام سلام

نظر يادتون نره ها !!!‌

امروز از خودم نظر سنجي دروكردم .

اولين نظر سنجي وبلاگ ، اگه بد شده به بزرگي خودتون ببخشيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 10:31  توسط   | 

سلام

نظر یادتون نره !!!

آخیش بالاخره بعد از چند وقت تونستم یه مطلب در مورد پیله های پرواز پیدا کنم .

خیلی سریال قشنگیه . به نظر شما آخرش چه اتفاقی می افته ؟؟  

images/20050410/tara.jpg

 

دختري 22 ساله به نام «تارا» درپي اختلافي که با پدرش پيدا مي کند ، خانه را ترک مي کند و به شمال کشور و نزد دايي اش مي رود.آنچه خوانديد ، خلاصه اي است از سريالي به نام «پيله هاي پرواز» که حسين سهيلي زاده چندي است مشغول کارگرداني آن است.
سهيلي زاده سال پيش با پخش سريال «عشق گمشده» با بازي بهنوش طباطبايي ، جمشيد مشايخي و علي دهکردي توانست نظرها را به سوي خود معطوف کند. سهيلي زاده در «پيله هاي پرواز» بار ديگر نقش اصلي قصه را به بهنوش طباطبايي سپرده و از حضور جمشيد مشايخي نيز در نقش دايي تارا که در شمال به کار پرورش کرم ابريشم مشغول است ، استفاده مي کند. پدر تارا که نقش او را جمشيد      شاه محمدي بازي مي کند، در اين سريال فروزش نام دارد و در بنگاه املاک خود با شريکانش به کار بسازوبفروشي مشغول هستند. آرش تاج با نام خسروي و رامتين خداپناهي در نقش آصف ، شرکاي پدر تارا در بنگاه هستند. از ديگر شخصيت هاي سريال «پيله هاي پرواز» مي توان به نامزد تارا (کاوه سماک باشي) ، دختر دايي تارا (افسون افشار) ، امین پسري که در شمال کارخانه نساجي دارد (حسن جوهرچي) ، صفا آقاجاني ، زهرا سعيدي ، فريده سپاه منصور و روشنک عجميان اشاره کرد. تصويربرداري سريال «پيله هاي پرواز» را افشين احمدي از اوايل ديماه شروع کرد و اين قسمت از طرح تا اوايل خرداد ادامه خواهد داشت.
فيلمنامه «پيله هاي پرواز» را حدود 2 سال پيش نسرين غزنوي راد به سفارش شبکه 2 سيما و وزارت تعاون نوشت و موسسه چهره آزاد به عنوان مجري طرح ، کارگرداني آن را سال گذشته به حسين سهيلي زاده سپرد. از ديگر عوامل سازنده اين طرح  مي توان به صدابردار: فرشيد احمدي ، طراح گريم : محمد قومي ، طراح صحنه و لباس : فريده عليزاده و عکاس : مهدي حيدري اشاره کرد.

من نمی دونم مدیرای دیگه ی وبلاگ کجان ؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم دی 1384ساعت 12:52  توسط   | 

سلام

نظر یادتون نره !!!!

این یه مطلب بدون شرحه هیچ توضیحی دربارش نمی تونم بدم .

 تجارت عشق
 
من تو را دوست می دارم
لحظه های با تو بودن را
ونگاهی که از عشق سرشار
 
وصدای تو
ترنم خوش محبت
و چگونه قیمت گذارم بر این عشق
 
من تاجر شهر آرزوهای توام
 چگونه باور کنم
خموش گریه لبریز از غم تو را
 
من تاجرم
 چه قیمتی بر اشکاههای تو گذارم
من عشق و صداقت تو را خریدارم
آه!! چه معامله سختی است
 
چگونه قیمت گذارم
 بر گونه هایت
که خیس از قطرات اشک توست
 
 
من تاجرم
ولی سست شد دلم
لرزید
 
من میترسم
چگونه باور کنم گریه هایت را
من ....
نمی توانم
 
آه، چه قیمتی بر چشمهای سرخت گذارم
من شکست خورده نگاهی هستم که تو
توئی که همه تجارت خانه عشق من هستی
 
آتش بغض های پر از غم تو
شعله بر انبار دلم زد
دلم می سوزد
 
من تاجرم
اما شکست خورده
 تنها نگاه توست
همانند آبی بر آتش
مرحمی بر زخم
مرا نجات میدهد
 
نجاتم بده
که من به نگاه
مهربان و پر ازصدق و عشق و صمیمی تو محتاجم !!
 
 
مرا نجات بده
که من دوستت میدارم
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1384ساعت 11:3  توسط   | 

 بازم سلام

نظر یادتون نره

اینو ببینید خودتون تصمیم بگیرید که کار با کامپیوتر خوبه یا نه ؟confusedbig grintongue

 

مصاحبه با بهنوش طباطبایی(بعد از عید۸۴):

097893.jpg

بهنوش طباطبايى وقتى در سريال مسافرى از هند بازى كرد، هيچكس تصورش را نمى كرد كه بين همه بازيگران آن سريال او هم گل كند و اسمش سر زبان ها بيفتد. بعد از مسافرى از هند، خيلى ها منتظر بودند تا ببينند او انتخاب بعدى اش چگونه است و با چه كارگردانى كار خواهد كرد. فوق العاده آدم وسواسى در انتخاب نقش هايش است و اصلاً دوست ندارد كه ديد مخاطبانش نسبت به او عوض شود... انتخاب بعدى او بازى در سريال «عشق گمشده» به كارگردانى حسين سهيلى زاده بود.

•••
•بعد از مسافرى از هند اين چهارمين كارتان است و سه سال هم هست كه وارد اين حرفه شديد. از روند طى شده راضى بوديد؟
آره، راضى بودم. چون هم كوى دامون را به عنوان اولين كارم دوست دارم و هم عشق گمشده را به عنوان آخرين كارم تا به امروز.
•يعنى از شروع تا به امروز روند درستى طى شده؟
آره، فكر مى كنم روند درستى طى شده.
•حالا مسافرى از هند اگر الان پيشنهاد بشود، بازى مى كنيد؟
مسافرى از هندى كه تا به حال ساخته نشده باشد آره، بازى مى كنم.
• مى خواستم بدانم اين سيرى كه طى شده به نظر خودتان صعودى بوده كه اگر بخواهيد كار گذشته تان را يك بار ديگر بازى كنيد، بازى نمى كنيد يا بايد يك كار جديد باشد؟
بله فكر مى كنم صعودى بوده چون هركدامش براى من يك پله بالاتر بوده، چه از لحاظ تجربى و چه از لحاظ فنى. كليت هر كدام از كارها از كار قبلى پله هاى بالاترى داشته.
•بين سريال عشق گمشده و مسافرى از هند، فكر مى كنم مسافرى از هند بيشتر محبوب بود و مخاطب داشت. دليل اين را چه مى دانيد. اينكه يك سريال پرمخاطب مى شود؟
خب مسافرى از هند در زمان خودش و سوژه اش و اينكه سريال هم سطح خودش نبود خيلى گل كرد و مردم هم استقبال كردند. ولى بايد ببينم الان «عشق گمشده» در كنار كارهاى ديگرى كه از تلويزيون پخش مى شود، چگونه بازتاب دارد و فكر مى كنم در بين كارهاى همزمانى كه با عشق گمشده پخش مى شوند، اين كار در سطح بالاترى قرار دارد.
•به جز «سايه آفتاب» چيز ديگرى نبود؟
چرا، طلسم شدگان و...
•بگذريم. بعد از مسافرى از هند پيشنهادها زياد بود. درست است؟
بله، خب طبيعى بود.
•قبول داريد توقع ها بعد از مسافرى از هند از شما و گروه سريال بيشتر شده بود، چه شد كه «عشق گمشده»؟
بله، صددرصد. من هم فكر مى كردم بعد از آن سريال، توقع خودم و همكارانم، بالاتر رفته و انتخاب بعدى خيلى موثر است. يك سال و اندى هيچ كارى نكردم. چون فيلمنامه كه مى رسيد اينقدر برايم جالب و جذاب نبود و احساس كردم بين همه پيشنهادها مجموعه «عشق گمشده» تجربه متفاوتى مى تواند باشد. اينكه در دو نقش در كنار هم بازى كردم و مقابل بازيگرانى چون آتيلاپسيانى و جمشيد مشايخى خيلى برايم مهم بود و كليت فيلمنامه و اينكه اين قصه چه حرفى قرار است بزند، برايم جالب و جذاب بود. اين كه داستان، رمان گونه بود و همه اينها باعث شد كه من بين همه انتخاب ها، عشق گمشده را انتخاب كنم و گروه «سهيلى زاده» كه هميشه تعريفش را شنيده بودم.
•بازى در دو نقش خيلى سخت نيست؟
چرا حتماً سخت بوده و آسان نبوده. اينكه دو نقش را در كنار هم بازى كنى و هركدام با هم فرق كنند و بيننده متوجه نشود كه اين دو نقش را يك نفر بازى كرده و كار كلاً راحت و آسانى نبود.
•در فيلمنامه اين دو نقش چگونه گفته شده بودند؟
در ديالوگ هايى از پدر مى شنويم كه اينها خيلى به هم شبيه هستند. هم از لحاظ شخصيت و هم صورت و... ولى به هرحال دوتا آدم هستند و با هم فرق مى كنند.
هرچقدر هم اين دو به هم شبيه باشند و به خاطر اينكه فيلمنامه تاكيد كرده بود كه اين دو شبيه هستند خواستند از يك بازيگر براى ايفاى هر دو نقش استفاده كنند.
•از همان اول قرار بود خودتان بازى كنيد؟
بله. انتخاب اول سهيلى زاده بودم.
•يكى از دلايل انتخاب اين نقش را دليل حضور آقاى مشايخى و پسيانى گفتيد. فكر مى كنيد چقدر مى تواند تاثيرگذار باشد؟
حتماً تاثيرگذار بوده. البته دلهره خاص خودش را داشت كه در كنار اين اساتيد، چه كار بايد كرد ولى خب همين كه آدم از تجربه هاى اين عزيزان بخواهد استفاده كند، بايد اين موقعيت را مغتنم شمرد. چون مثل يك كلاس درس بود.
•فكر مى كنيد دليل دلهره و ترس و نگرانى شخصيت «سيما» در سريال چيست؟
خود كار اين را نشان مى دهد و به نظرم خيلى گويا است.
•چرا اينقدر براى انتخاب نقش وسواس داريد و كلاً يك جورهايى همه اش نگرانيد؟
خب دليل اين وسواس اين است كه نمى خواهم در انتخابم اشتباه كنم و نمى خواهم چهره ام بد جلوه كند. دوست دارم هر كارى كه بازى مى كنم براى مخاطب تازگى داشته باشد. نگرانى و شايد وسواس من به اين دليل است كه فكر نمى كنم اين بد باشد و من فكر مى كنم اگر با آرامش بروم جلو راحت تر به نتيجه مى رسم تا اينكه هول بزنم و... قرار نيست اتفاقى بيفتد.
•چرا تا الان سينمايى كار نكرديد؟
چون فيلمنامه خوبى پيشنهاد نشده و دوست دارم اگر كار سينمايى مى كنم با رضايت كامل باشد نه اينكه هول بزنم.
• براى بازيگرى پارتى داشتيد؟
نه خدا را شكر مى كنم و خوشحالم خيلى سالم و سلامت وارد اين حرفه شدم و كلاس بازيگرى رفتم.
•كلاس بازيگرى خيلى تاثير دارد؟
خيلى، چون اگر هيچى نداشته باشد، به خود آدم ثابت مى كند كه اصلاً جوهره اين كار را دارد يا نه.
•اولين بار فكر مى كنم در يك كليپ بازى كرديد و بعد كوى دامون؟
نه، كليپ بعد از كوى دامون بود. حس عجيبى بود. خيلى دلهره داشتم ولى وقتى رفتم جلوى دوربين آرامش خاصى پيدا كردم.
•در يكى از مصاحبه هايى كه با شما شده بود گفته بوديد با ديدن فيلم هامون به بازيگرى علاقه مند شدم. درست است؟
نه، نه اينكه با ديدن فيلم هامون ولى خب بى تاثير هم نبود، من از اول و كودكى علاقه داشتم.
•تا به حال سعى كرديد شبيه يك بازيگر خارجى بازى كنيد؟
نه، آخر اصلاً شدنى نيست. امكانات آنها با ما قابل قياس نيست.
•بازتاب عشق گمشده چگونه بوده، حداقل نقش شما؟
خوب بوده، بازتاب خدا را شكر مثبت بوده و اين نشان داده كه مردم راضى بودند.
•اگر هم در تلويزيون و هم در سينما يك پيشنهاد داشته باشيد، كدام را انتخاب مى كنيد؟
سينمايى را انتخاب مى كنم چون تا به حال كار سينمايى نداشتم.
•چقدر اهل ديدن فيلم هستيد؟ اصلاً فيلم بين هستيد؟
آره، سعى مى كنم فيلم هاى روز را ببينم.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 14:16  توسط   | 

Hosted by Tinypic.com

 میلاد حضرت مسیح را به تمام هم وطنان مسیحی و گلمون تبریک می گم

Hosted by Tinypic.com

به به چه هدیه هایی بابانوئل می آره . خوش به حالتون  

Hosted by Tinypic.com

اینم از درخت خوشگل کریسمس

 

این دفعه مطلب از خانم طباطبایی نذاشتم چون فکر کردم میلاد حضرت مسیح مهم تره !

خدا کنه بچه ها دعوام نکنن . (البته میدونم که این کارو نمی کنن )

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1384ساعت 12:2  توسط   | 

 
قرار نيست اتفاقي بيفتد!

 
بازيگرنقش سيما درعشق گم شده و كتي در مسافري از هند فكر مي كند اگر با آرامش به جلو برود، زودتر به نتيجه مي رسد بهنوش طباطبايي اصلا هول نمي زند.
 بهنوش طباطبایی
نمي خواهم در انتخابم اشتباه كنم. نمي خواهم چهره ام بد جلوه كند. دوست دارم هر كاري كه بازي مي كنم براي مخاطب تازگي داشته باشد
اگر از تماشاگران پر و پاقرص سريال مسافري از هند بوده باشيد، مزه تماشاي جروبحث هاي كتي و فرزاد را چشيده ايد. جروبحث هاي جانانه اي كه انگار بدون آن ها سريال چيزي كم داشت و اگر در قسمتي فرزاد و كتي نقش چنداني نداشتند، حسابي حال خيلي ها گرفته مي شد. بعضي ها هم كه اصلا بي خيال ماجراي اصلي (عشق رامين و سيتا) شده بود ند و ماجراهاي كتي و فرزاد برايشان مهم تر بود. كتي و فرزادي كه بهنوش طباطبايي و حميد گودرزي زنده شان كرد. و نقش هاي اول سريال را كمي تاقسمتي زير سايه خودشان برده بودند.
بهنوش طباطبايي با بازي خيلي خوبش در همين سريال معروف شد. او آن قدر جلو دوربين راحت بود كه آدم اصلا فكر نمي كرد دارد بازي مي كند. همين راحتي و زندگي كردن در مقابل دوربين، شخصيت كتي را خيلي خوب از كار درآورده بود و تماشاگر هم پرخاشگري هايش را به راحتي باور مي كرد و هم احساساتي بودنش را. در آن زمان خيلي ها فكر مي كردند كه مسافري از هند اولين كار بهنوش طباطبايي است، ولي او پيش از آن در دو سريال ديگر هم بازي كرده بود. كوي دامون اولي بود كه از شبكه يك پخش شد و به زندگي تعدادي دانشجو مي پرداخت. سريالي كه به خاطر ساختار خاصش و استفاده نكردن از چهره هاي مشهور، تماشاگر زيادي را جذب خود نكرد و طبيعي بود كه كار طباطبايي هم در اين سريال ديده نشود. سريال بعدي طباطبايي نوعروس بود. سريالي ويژه ماه رمضان به كارگرداني بيژن ميرباقري كه طباطبايي در آن با جهانبخش سلطاني، مهرانه مهين ترابي و امين زندگاني هم بازي شده بود. نوعروس از كوي دامون بيشتر ديده شد، ولي نقش طباطبايي در اين سريال در حدي نبود كه او را چهره كند. او بايد منتظر نقش كليدي اش در مسافري از هند مي ماند.
بعد از مسافري از هند و معروف شدن طباطبايي انتظار داشتيم او را بيشتر در تلويزيون و سينما ببينيم، ولي مدت ها طول كشيد تا سريال عشق گم شده را با بازي او از شبكه سوم ببينيم. تاخيري كه يك علتش به توقع طباطبايي از خودش برمي گشت: بعد از مسافري از هند توقع خودم هم بالا رفته بود و انتخاب بعدي برايم خيلي اهميت داشت. براي همين يك سال و خرده اي هيچ كاري نكردم. البته بعد از مسافري از هند پيشنهادهاي زيادي به طباطبايي شد، ولي فيلم نامه هايي كه پيشنهاد مي شد زياد برايم جالب و جذاب نبود. همين شد كه طباطبايي سريالي بازي نكرد تا اين كه فيلم نامه عشق گم شده به دستش رسيد: احساس كردم بين همه پيشنهادها، مجموعه عشق گم شده مي تواند تجربه متفاوتي باشد؛ بازي كردن در دو نقش، هم بازي بودن با بازيگراني چون جمشيد مشايخي و آتيلا پسياني، كليت فيلم نامه و حرفي كه قصه قرار بود بزند، برايم جالب و جذاب بود. علت اين همه وسواس در انتخاب نقش را هم از زبان خود بهنوش طباطبايي بخوانيد: نمي خواهم در انتخابم اشتباه كنم. نمي خواهم چهره ام بد جلوه كند. دوست دارم هر كاري كه بازي مي كنم براي مخاطب تازگي داشته باشد. فكر مي كنم اگر با آرامش جلو بروم، راحت تر به نتيجه مي رسم. تا اين كه هول بزنم و قرار نيست اتفاقي بيفتد. شايد همين وسواس در انتخاب و آرام به جلو رفتن است كه باعث رضايت او از روند كاري اش در اين سه سال شده است: هم كوي دامون را به عنوان اولين كارم دوست دارم و هم عشق گم شده را به عنوان آخرين كارم تا امروز. فكر مي كنم هر كدام هم براي من يك پله بالاتر از كار قبلي بوده، چه از نظر تجربي و چه از نظر فني. كليت هر كدام از كارها از كار قبلي بالاتر بوده .
بهنوش طباطبايي متولد 1360 است و رشته كامپيوتر هم خوانده و مهندس كامپيوتر است. اين كه دنياي صفر و يك كامپيوتر چه ربطي دارد به دنياي سينما، به علاقه او به سينما برمي گردد. علاقه اي كه از كودكي همراه او بوده است و آخر سر هم او را به كلاس هاي بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران كشاند. كلاسي كه طباطبايي حضور در آن را لازم مي داند. اگر اين كلاس هيچي نداشته باشد، حداقل به خود آدم ثابت مي كند كه اصلا جوهره اين كار را دارد يا نه. اگر هم از او بپرسيد براي وارد شدن به سينما پارتي داشتي يا نه، چنين جوابي را از طباطبايي خواهيد شنيد: خوش حالم كه خيلي سالم وارد اين حرفه شدم و به كلاس بازيگري رفتم.
بهنوش طباطبايي دوست دارد در سينما هم بازي كند. ولي فعلا فيلم نامه خوبي پيشنهاد نشده و دوست دارم اگر كار سينمايي مي كنم با رضايت كامل باشد نه اين كه به هر قيمتي حتما يك كار سينمايي بكنم.
اين روزها اگر هم در تلويزيون و هم در سينما طباطبايي يك پيشنهاد خوب داشته باشد، حتما كار سينمايي را انتخاب مي كند: چون تا به حال كار سينمايي نداشته ام .
اين بازيگر جوان 24 ساله بعد از كوي دامون در دو كليپ هم بازي كرده بود. كليپ هايي كه موضوع آن به حضرت زهرا مربوط مي شد و طباطبايي تجربه خاصي را با حضور در آن پشت سرگذاشت. حس عجيبي بود. خيلي دلهره داشتم، ولي وقتي جلو دوربين رفتم آرامش خاصي پيدا كردم. آرامشي كه در انتخاب هاي او هم مي توانيد ببينيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 12:41  توسط   | 

پیله های پرواز و نقش آفرینی بهنوش طباطبایی

داستان مجموعه داستانی «پیله‏های پرواز» حکایت زندگی دختری به نام «تارا» است که به جهت اختلافی که با پدرش پیدا می‏کند، از خانه پدری خود می‏گریزد و به یکی از شهرهای شمالی کشور نزد دایی‏اش می‏رود.
«تارا» به شغل دایی که پرورش کرم ابریشم است، بسیار علاقه دارد؛ اما پدرش که با شریک‏های خود در تهران به کار بساز و به فروشی مشغول است، تلاش زیادی دارد که دخترش را به تهران برگرداند، در عین حال «تارا» ترجیح می‏دهد در شمال بماند و این سرآغاز ماجراهای تازه است.
مشایخی می‏گوید: خانم بهنوش طباطبایی در این مجموعه در نقش اصلی داستان بازی داشت. و در کنار بازی او فریده سپاه‏منصور، روشنک عجیمان، افسون افشار، زواسعیدی و حسن جوهرچی، جمشید شاه محمدی، رامتین خداپناهی، آرش تاج، کاوه سماک‏باشی و صفا آقاجانی نیز هریک در نقشی تازه بازی داشته‏اند.

این هم ترانه تیتراژ پیله های پرواز از علی لهراسبی  دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 11:46  توسط   |